job  job  

10 قانون طلایی پول برای کسب ثروت

کسانی که در زندگی موفق و ثروتمند شدند راه استفاده از پول در جهت منافع‌شان را بخوبی آموخته‌اند.آنها اینکار را با پیروی از اصول و قوانین معینی کردند که طی سالیان متمادی بدست آمده‌اند. نتیجه اینکه آنها قادر به جمع‌آوری ثروت و لذت بردن از استقلال مالی‌ای می‌باشند که ثروت‌شان برایشان به ارمغان می‌آورد.
مردم ناموفق، یعنی کسانی که علیرغم فرصتهای بیشماری که برای تغییر زندگی‌شان به آنها رو می‌کند، تمایل به ماندن در فقر دارند، زیرا از این قوانین ثروتمندی پیروی نمی‌کنند.
در حقیقت، در اکثر مواقع دقیقاً متضاد این قوانین عمل می‌شود که نتیجه‌اش نسبت به تجربه‌ای که ثروتمندان دارند کاملاً معکوس است. بنابراین این افراد بجای کسب ثروت تمایل دارند آنرا از دست بدهند و برده‌ی بدهیهایی شوند که هیچگاه قدرت خلاصی از آنرا پیدا نمی‌کنند.
مفهوم همه‌ی اینها این است که وقتی صحبت از پول می‌شود، شما در حقیقت دو انتخاب پیش رو دارید: یا از قوانین صحیح پیروی کنید و پول درآورید، یا اینکه از قوانین اشتباه پیروی کنید و پولتان را از دست بدهید. حد وسطی در کار نیست.
در این مطلب قصد داریم به 20 قانون پول که توسط برایان تریسی ارائه شد نگاهی بیندازیم. بنابراین بیایید از اولین قانون شروع کنیم: قانون علت و معلول.

1 . قانون علت و معلول

قانون علت و معلول می‌گوید که هر چیزی که روی می‌دهد علتی دارد زیرا برای هر معلول باید علتی وجود داشته باشد.
این قانون بسیار ساده و قابل فهم است، ثروتمندان ثروتمندند برای اینکه کارهایی می‌کنند که آنها را ثروتمند می‌کند، و فقیرها فقیر هستند برای اینکه کارهایی می‌کنند که آنها را فقیر می‌کند.
بعنوان مثال، یک فرد ثروتمند تلاشهایش را در جهت جمع‌آوری کالاهای سرمایه‌ای متمرکز می‌کند مثل فلزات باارزشی مانند طلا و نقره که به مرور زمان به قیمت‌شان افزوده می‌شود.
از طرف دیگر افراد فقیر تلاشهایشان در جهت جمع‌آوری بدهی صرف می‌کنند، مثل لوازم الکترونیک گرانقیمت یا خودروهای پر زوق و برق که که به مرور زمان دچار کاهش قیمت می‌شوند.
قانون علت و معلول همین را می‌گوید. هر کاری که می‌کنید یک بازتاب مثبت یا منفی در پی دارد که نتیجه‌ی مستقیم عملکرد خودتان است.
علت و معلول در زندگی

قانون علت و معلول نه تنها در مسائل مالی شخصی، بلکه در تمام جنبه‌های دیگر زندگی کاربرد دارد. برای مثال میزان موفقیت شما در حال حاضر تا حد زیادی به عملکرد شما در گذشته وابسته است.
اگر بیشتر وقت‌تان را در تلاش برای بهتر شدن صرف می‌کنید، طبق قانون علت و معلول، مهارتها و دانش‌تان به اندازه ساعتهایی که برای بهتر شدن وقت گذاشتید بهبود و افزایش می‌یابد.
بهمان ترتیب اگر بیشتر وقت خودتان را صرف تماشای تلویزیون و بازیهای کامپیوتری بکنید، طبق قانون علت و معلول، میزان شکست و پسرفتی که تجربه می‌کنید به اندازه وقتی است که برای این سرگرمیها گذاشتید بجای اینکه بر کارهای مهم و درازمدت تلاش و تمرکز کنید.
وقتیکه نگریستن بر اطرافتان را با چشم علت و معلولی شروع کنید، درمی‌یابید که دیدگاهتان تا حد زیادی واضح‌تر و شفاف‌تر می‌شود طوریکه خیلی زود دیدگاهتان سرشار از تصوراتی درباره شانس، بخت خوب یا بخت بد می‌شود.
در نتیجه، به این حقیقت می‌رسید که جایگاه کنونی شما نتیجه‌ی عملکرد گذشته‌ی شماست، و جایگاهی که در آینده خواهید داشت با اعمالی که امروز انجام می‌دهید تعیین می‌شود.
نتیجه‌گیری

موفقیت مالی، به بیان خیلی ساده، نتیجه‌ی کارهای معینی از جانب شماست. آنچه اکنون می‌کارید در آینده درو خواهید کرد.
بنابراین برای ثروتمند شدن، باید کارهایی که پول بیشتری به زندگی‌تان می‌آورند را تشخیص دهید، و آنقدر آن کارها را تکرار کنید تا به آن درجه از ثروت که شما را راضی می‌کند دست پیدا کنید.
2 . قانون اعتقاد

قانون اعتقاد بیان می‌کند که آنچه شما آنرا باور دارید و آنرا احساس می‌کنید در نهایت بعنوان یک واقعیت به زندگی‌تان خواهد آمد.
این قانون همچنین بیان می‌کند که اعمالتان در راستای چیزهاییست که بدان اعتقاد دارید خصوصاً باورهایی که نسبت به خودتان دارید.
اعتقاداتی که در مورد پول دارید مثل فیلتری در مغز شما عمل می‌کند. این اعتقادات اجازه می‌دهند چیزهایی که باور دارید را ببینید، و چیزهایی که باور ندارید را از دید شما پنهان می‌کنند. این موضوع تاثیر مستقیمی بر نوع رفتار و عملکرد شما دارد و همینطور بر پولی که می‌خواهید بدست آورید.
بعنوان مثال، در نظر بگیرید که شخصی باور دارد که همیشه فقیر خواهد ماند و هیچ کاری نیست که بتواند برای افزایش درآمد خود انجام دهد.
این نوع اعتقاد باعث می‌شود این شخص عملکرد خود را طوری محدود کند که خود را در فقر نگه دارد و چشمش بروی فرصتهای مالی که پیش می‌آید بسته بماند. در نتیجه او باقی زندگی خود را محتملاً در تنگنای مالی بسر می‌برد و قفل بسته‌ی ذهنش او را در فقر نگه می‌دارد.
اما اکنون شخصی را در نظر بگیرید که این باور را در خود پرورانده است که یک روز به درآمد سرشاری دست خواهد یافت. فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌آفتد؟ از آنجاییکه این شخص خود را اسیر این اعتقادش می‌کند، دست به کارهایی می‌زند که قبلاً هرگز آنرا انجام نداد.
مثلاً بجای اینکه پولش را برای چیزهایی که واقعاً لازم ندارد هدر بدهد، بدنبال پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و استفاده عاقلانه از پول می‌روند.
نتیجه‌ی مستقیم اعتقادشان منجر به این می‌شود که این افراد بطرز شگرفی شانس‌شان را برای دستیابی به اهداف مالی افزایش می‌دهند.
نتیجه‌گیری

اعتقادتان نسبت به پول و وضعیت کنونی و آینده مالی خودتان را دست‌کم نگیرید. لازمه‌ی ثروتمند شدن، داشتن باورهای مثبت است، در حالیکه باورهای منفی و محدودکننده باعث نگه داشتن شما در فقر می‌شود.
3 . قانون انتظارات

قانون انتظارات شدیداً تحت تاثیر قانون دوم یعنی قانون اعتقاد قرار دارد، زیرا این قانون بیان می‌کند چیزی را که در زندگی انتظار رخ دادن آن را دارید سرانجام پیش‌بینی شما به وقوع می‌پیوندد و برایتان رخ خواهد داد.
این بدان معنیست که شما همیشه با تفکر و صحبت در مورد اتفاقاتی که منتظر وقوع آن هستید، مانند یک پیشگو برای خودتان عمل می‌کنید.
وقتیکه انتظار نتایج خوبی در زندگی خود دارید، معمولاً اتفاقات خوب رخ می‌دهد. و وقتیکه می‌ترسید اتفاقات بدی رخ دهد، اتفاقات بد برایتان رخ می‌دهد.
وقتیکه در مورد پول صحبت می‌شود، ثروتمندان انتظار یک زندگی سرشار از موفقیتهای مالی و افزایش ثروت خالص‌شان دارند. درحالیکه اکثریت مردم که ثروتمند نیستند، از خودشان انتظار تلاش مضاعف برای حفظ پولشان و صرفاً درآمدی به اندازه گذران زندگی خود دارند.
زیبایی این قانون این است که انتظارات شما تا حد زیادی در کنترل شماست. یعنی اینکه می‌توانید تصمیم بگیرید که انتظار دارید فقیر باشید یا اینکه خوشبخت باشید.
تصور شما چیست؟
انتظارات شما درباره‌ی پول، بر حسب تصورات ذهنی شما تعیین و تبیین می‌شود.
برخی از مردم تصویرسازی ذهنی بسیار شفافی دارند و می‌توانند زندگی آینده‌شان را بروشنی تصور کنند. خواه بدست آوردن حقوق شش رقمی باشد، یا اندوختن ثروت مادی، آنها می‌توانند خواسته‌هایشان را در ذهن تصویر کنند و بدنبال سعی و تلاش برای دستیابی بدان باشند زیرا انتظار دارند یک روز بدان دست یابند.
اما ناموفقها عموماً تصور ذهنی محدودی دارند که باعث می‌شود توجه‌شان معطوف به زمان حال و رضایتمندی از نیازهای لحظه‌ای آنها شود.
در نتیجه، انتظارات مالی آنها هم محدود می‌شود، که در نهایت به یک زندگی معمولی ختم می‌شود.
اگر می‌خواهید موفقیتهای بزرگ مالی در زندگی خود داشته باشید پس باید بزرگ فکر کنید و انتظار بهترینها را داشته باشید، زیرا آنچه انتظار وقوع آن را دارید تا حد زیادی تعیین‌کننده‌ی میزان و نحوه فعالیت شما برای دستیابی بدانها می‎‌باشد.
بعنوان مثال، ریچارد برانسون، میلیاردی از بریتانیا، سراسر عمرش را در رویاهای بزرگ بود. او در این آرزو بود که رکورددار باشد، مالک فروشگاههای خرده‌فروشی در دنیا و مالک یک ایرلاین باشد. آرزوی اخیر او این است که توریسم فضایی را برای مردم عادی امکانپذیر کند.
اگر ریچارد برانسون سطح انتظارات پایینی داشت احتمالاً هرگز فکر دستیابی به این چیزها را هم نمی‌توانست بکند!
بهمین دلیل است که انتظارات بالا برای آنهایی که می‌خواهند ثروتمند شوند بسیار مهم است، زیرا تا وقتیکه فکر کنید چیزی برای شما امکانپذیر نیست، هرگز تمام تلاشتان را بکار نمی‌گیرید. البته اگر تلاشی بکنید!
نتیجه‌گیری
انتظارات شما تعیین می‌کند که به هر چیز قابل دستیابی که فکرش را بکنید در زندگیتان رخ دهد، و مشخص می‌کند هدف شما چیست آنگاه تلاشتان را در آن جهت بکار می‌گیرید.
هرچه انتظارات شما بالاتر باشد، باید بدنبال سطح بیشتری از ثروت تلاش کنید. ولی داشتن انتظارات بالا کفایت نمی‌کند، همانطور که کسانی که فقط در رویای ثروتمندی هستند و بدنبال تلاش و کار سخت برای رسیدن بدان نیستند، فقط در حد همان رویاپرداز باقی می‌مانند.
4 . قانون جذب

قانون جذب بیان می‌کند که شما در راستای تفکرات برتر خود، می‌توانید اشخاص، رخدادها و اتفاقات تصور شده را در زندگی خود جذب کنید.
به بیانی دیگر، قانون جذب عنوان می‌کند که زندگی کنونی شما انعکاسی از تفکرات و تصورات گذشته شما می‌باشد. بنابراین، برحسب قانون جذب، اگر قادر باشید تفکر خود را تغییر دهید پس می‌توانید زندگی خود را نیز تغییر دهید.
سوای از همه‌ی این 20 قانون پول، قانون جذب بخاطر فیلم ” راز “، معروف‌تر و شناخته شده‌تر است.
جذب در عمل
شکی نیست که قانون جذب یکی از عوامل مهم در تعیین وجود پول فراوان در حساب بانکی‌تان یا بالعکس زندگی با حداقل‌ها است.
واقعاً فرقی نمی‌کند که این تغییر بهمراه یک دگرگونی روحی در شما بوجود آید یا توسط تغییر در نحوه تفکراتتان و اقداماتی که انجام می‌دهید. در هر صورت نتیجه همان خواهد شد.
اگر به ثروت بیاندیشید، پس این شانس را دارید که روزی ثروتمند شوید، زیرا شروع به جذب چیزهایی در زندگی‌تان نمودید که کمک به پول درآوردن می‌کند نه پول از دست دادن.
این “جذب” می‌تواند به شکل اطلاعات وارد شود، مثلاً از طریق مطالعه کتابهایی در مورد پول، یا به شکل کمک دیگران، مثل ملاقات با اشخاصی که می‌توانند به شما در دستیابی به اهداف بزرگ مالی کمک کنند.
قانون جذب از طریق افکاری که در ذهن دارید و نتایجی که از از کارهایتان می‌گیرید عمل می‌کند و آنچه که بیشتر بر روی آن تمرکز و تفکر کرده باشید را در نهایت به زندگی شما می‌آورد.
بنابراین اگر افکار فقیرانه داشته باشید، همواره فقیر خواهید ماند، چون اقبال شما اینگونه رقم می‌خورد که چیزهایی به زندگی‌تان جذب می‌کنید که ثروت شما را بر فنا می‌دهند.
این جذب ممکن است بدین شکل هم باشد که در مورد پولتان بی‌مسئولیت می‌شوید و آن را هدر می‌دهید، مثلاً وامهای بانکی با بهره بالا برای خرید کالاهای مصرفی و غیرسرمایه‌ای که خیلی زود بی‌ارزش می‌شوند. یا اینکه زمانی که به فکر ورشکستگی باشید، در نهایت، این چیزیست که به زندگی‌تان جذب خواهید کرد.
نتیجه‌گیری
قانون جذب را با تمرکز حواستان بر چیزهایی که شما را به اهداف بزرگ مالی‌تان نزدیکتر می‌کند در جهتی استفاده کنید که پول بیشتری به زندگی‌تان جذب شود.
این بدان مفهوم نیست که اتفاقات ناخوشایند را نادیده بگیرید، بلکه تفکر غالب شما بایستی بر چیزهایی که می‌خواهید برایتان اتفاق بیفتد باشد نه آنچه را که نمی‌خواهید (مثل ورشکستگی و رکود).

5 . قانون مطابقت

قانون مطابقت بیان می‌کند که دنیای بیرونی شما انعکاسی از دنیای درونی شما و مطابق با افکار برجسته شماست.این قانون دلایل موفقیت یا عدم موفقیت، شاد بودن یا ناشاد بودن، ثروتمند یا فقیر بودن مردم را توضیح می‌دهد. دنیای بیرونی آنها منعکس‌کننده بیشتر افکار برجسته و غالب آنهاست.
20 قانون طلایی پول برای کسب ثروت
دنیای بیرونی شما انعکاسی از دنیای درونی شماست.
نهایتاً، مفهوم همه‌ی اینها وقتی که پای وضعیت مالی به میان می‌آید، این است که هیچ چیز در دنیای بیرون شما تغییر نمی‌کند مگر اینکه ابتدا در درون‌تان آن را تغییر دهید. درون ذهن‌تان.
این موضوع در همه‌ی ارکان زندگی کاربرد دارد. اگر می‌خواهید نتایج بهتری در دنیای بیرون کسب کنید، ابتدا باید افکاری که در دنیای درون یعنی ذهن‌تان دارید را تغییر دهید.
دنیای بیرون که انعکاسی از دنیای درون یک شخص است، “معادل ذهنی” نامیده می‌شود. مفهوم ساده‌اش این است که دنیای بیرونی آنها معادل با دنیای درونی آنهاست.
بنابراین هرکس باید از چیزی که قصد تجربه کردن آن را در دنیای بیرون دارد، یک معادل ذهنی در دنیای درون خود ایجاد کند، زیرا تا ابتدا آن را در ذهن‌تان خلق نکنید، در دنیای بیرون خلق نمی‌شود.
برای رسیدن به این مقصود باید به منابع اطلاعاتی که در دستیابی به استقلال مالی به کمک‌تان می‌آید دسترسی پیدا کنید، و از منابع اطلاعاتی منفی که شما را دچار سرخوردگی، یاس و شک و تردید می‌کند اجتناب کنید.

قانون مطابقت نیز می‌تواند به عنوان یک ابزار مفید که به شما کمک می‌کند دیگران را بهتر بشناسید مورد استفاده قرار گیرد.
برای مثال، اگر کسانی عمیقاً در قرض فرو رفته باشند احتمالاً نشان‌دهنده این است که مدیریت مالی خوبی ندارند، و نیز احتمالاً در مدیریت سایر جنبه‌های زندگی‌شان مثل سلامتی و شغلی هم وضعیت خوبی ندارند.
همچنانکه به سمت استقلال مالی پیش می‌روید قانون مطابقت را به خاطر داشته باشید، چون به شما اجازه می‌دهد کسانی که قادر به کمک به شما در دستیابی به استقلال مالی هستند و برعکس کسانی که راه را برای شما سختتر می‌کنند را از هم تشخیص دهید.
نتیجه‌گیری

خلق ثروت در ذهن‌تان آغاز می‌شود، و نتایج به صورت واقعیتی که شما دیده و تجربه می‌کنید منعکس می‌شود. بنابراین مراقب چیزهایی باشید که خود را در مقابل آنها قرار می‌دهید چون آنها محیط ذهنی درونی شما را تحت تاثیر قرار خواهند داد، برخی در جهت بهتر شدن و برخی در جهت بدتر شدن تاثیر می‌گذارند.

6 . قانون فراوانی

قانون فراوانی بیان می‌کند که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که پول فراوانی برای هرکسی که طالب آن باشد وجود دارد، که البته مشروط براین است که آنچه برای کسب آن پول لازم است را انجام دهید.
در عصر دیجیتال امروزی قانون فراوانی بیشتر از همیشه احساس می‌شود، طوری که در حال حاضر حجم زیادی از پول فقط در عرصه‌ی دیجیتال بصورت عددهایی بر روی صفحه‌ی کامپیوتر نمایش داده می‌شود.
20 قانون طلایی پول برای کسب ثروت
مثال خوبی برای درک دقیق این قانون در موسسات بانکی یافت می‌شود.
وقتی‌که بانکها کارشان را در صدها سال پیش آغاز کردند، مکان امنی برای مردم فراهم کردند تا آنها سکه‌ها یا شمش‌های طلای خود را در آنجا نگهداری کنند.
فردی به یک بانک می‌رود، طلا یا شیء باارزش خود را به بانک می‌سپارد، و در مقابل رسید کاغذی دریافت می‌کند. اگر هر زمان بخواهند طلای خود را پس بگیرند رسید کاغذی را به بانک می‌دهند و طلایشان را دریافت می‌کنند.
اما بانکها متوجه این واقعیت شدند که فقط عده کمی از مردم تمایل به پس گرفتن طلایشان در یک زمان دارند. این بدان معنیست که باقیمانده‌ی طلایی که آنها مراقبش هستند آنجا انبار شده و کاری انجام نمی‌دهند.
20 قانون طلایی پول برای کسب ثروت
بنابراین بانکها تصمیم گرفتند طلایی که محافظت می‌کردند را روی چیزهای دیگری سرمایه‌گذاری کنند یا به دیگران در ازای سود مشخص وام دهند تا درآمد بیشتری برای بانک کسب کنند.
تا زمانیکه همه‌ی مشتریان بانکها در یک زمان به بانک مراجعه نمی‌کردند، بانکها همیشه طلای کافی برای برگشت دادن به مشتریان متقاضی داشتند.
امروزه، ما آن را ذخیره‌ی بانکی می‌نامیم و در عصر دیجیتال اینکار راحتتر از هر زمان دیگری انجام می‌شود. اکنون بانکها می‌توانند مقادیر مجازی نامحدودی به درخواست‌کنندگان وام دهند، زیرا برعکس طلای فیزیکی، پولی که روی صفحه‌ی کامپیوتر قرار دارد نامحدود است.
20 قانون طلایی پول برای کسب ثروت
در نتیجه، موسسات پرداخت وام قادر هستند حجم عظیمی از پول خلق کنند، و اساساً می‌توانند پولی را به متقاضیان وام دهند که واقعاً در اختیار ندارند و واقعاً موجود نیست.
نتیجه‌گیری

از آنجائیکه به عصر دیجیتال وارد شدیم منابع عظیم و بی‌پایانی از پول در سراسر جهان هر روز در گردش است.
پول منبعی کمیاب نیست، چیزی که کمیاب است، داشتن دانش صحیح و مهارتهایی است که برای کسب مقادیر عظیمی از پول لازم دارید. بنابراین، هر چه بیشتر قادر باشید سرمایه‌ی انسانی خود را توسعه دهید، محتملاً پول بیشتری در ازای تلاشهایتان بدست می‌آورید.

7 . قانون تبادل

قانون تبادل بیان می‌کند که: پول وسیله‌ایست که مردم با استفاده از آن کالا یا خدماتی را که با زحمت تولید کرده‌اند با کالا یا خدمات دیگران مبادله می‌کنند.به کلامی دیگر، این قانون عنوان می‌کند که مردم بخاطر انجام کاری یا تولید کالایی که برای دیگران ارزشمند است و تمایل دارند برایش مبلغی بپردازند برای خود درآمدی کسب می‌کنند.
بنابراین، هرچه کالا یا خدمات شما ارزشمندتر باشد، پول بیشتری در ازای آن دریافت می‌کنید.
قبل از پیدایش پول

قبل از اینکه پول ابداع شود مردم پایاپای معامله می‌کردند. یعنی تبادل کالا یا خدمات شما در مقابل کالا یا خدمات شخصی دیگر.
برای مثال، اگر شما به خانه‌ی من می‌آمدید تا سقف خانه مرا تعمیر کنید، در مقابل من هم مقداری هیزم برای بخاری خانه‌ی شما فراهم می‌کردم. به این سیستم معامله پایاپای می‌گویند، و مردم قبل از ابداع پول به این روش عمل می‌کردند.
همچنانکه جوامع بزرگتر و پرجمعیت‌تر می‌شدند، تبادل کالا یا خدمات با استفاده از وسیله‌ای مثل سکه‌ها آسانتر می‌نمود. سکه‌ها قابلیت جمع‌آوری و ذخیره‌سازی داشتند، و می‌توانستند در آینده برای تبادل یا کالا یا خدمات مورد نیاز بکار گرفته شوند.
امروزه دقیقاً به همین شیوه عمل می‌شود، فقط در کنار استفاده از سکه، از پول کاغذی و دیجیتالی هم استفاده می‌کنیم.
ما محدوده‌ی زمانی مشخصی برای دیگران کار می‌کنیم و در ازای آن مقدار مشخصی پول دریافت می‌کنیم. سپس از این پول برای خرید کالا یا خدمات ارائه شده توسط دیگران استفاده می‌کنیم و آنها هم با همین پول از کالا یا خدمات دیگران استفاده می‌کنند و این روند ادامه پیدا می‌کند.
مزد دریافتی متناسب با ارزش کالا یا خدمات است

در قانونِ تبادل، مقدار پولی که بخاطر کالا یا خدمات دریافت می‌کنید الزاماً وابسته به میزان ارزشمندی کالا یا خدمات شماست.
هر کالا یا خدماتی که متقاضی بیشتری داشته باشد و افراد کمتری آن را در اختیار داشته باشند، ارزش بالاتری خواهد داشت و پول بیشتری در ازای آن دریافت می‌کنید. این یک اصل اساسی در قانون عرضه و تقاضاست.
ارزش هر کالا بر پایه‌ی مبلغی که شخصی دیگر تمایل به پرداخت پول برای آن دارد تعیین می‌شود، بنابراین کاملاً وابسته به احساسات، نگرشها و دیدگاههای آن شخص در برابر کالایی که ارائه می‌کنید می‌باشد.
برای برخی از افراد، ممکن است کالا یا خدمات ارائه شده توسط شما بسیار باارزش باشد بنابراین تمایل دارند مبلغ بالایی در ازایش بپردازند. در حالیکه دیگران ممکن است آن را کم‌ارزش بدانند و مبلغ پایینی در ازایش می‌پردازند.
در کل می‌توان گفت سه عامل در تعیین ارزش هر چیز در دنیای واقعی مدنظر هستند: نوع کاری که انجام می‌دهید، کیفیت کاری که انجام می‌دهید و کمیابی یا فراوانی کالا یا خدماتی که ارائه می‌دهید.
بعنوان مثال اگر سختی‌های تحصیل در یک رشته حرفه‌ای و تخصصی را تحمل کنید و متخصص شوید، قطعاً دستمزد بالایی دریافت می‌کنید چون کمتر کسی می‌تواند مشابه کار شما را انجام دهد.

متقابلاً اگر در شغلی با سطح پایینی از مهارت کار کنید که هرکسی می‌تواند کار شما را بکند، قطعاً دستمزد پایینتری خواهید داشت چون رقابت دیگر کارگران باعث کاهش ارزش مهارت خاص شما می‌شود.
نتیجه‌گیری

به منظور کسب درآمد بیشتر باید ارزش کاری خود را بالا ببرید. بدین منظور شاید لازم باشد دانش یا مهارت خود را افزایش دهید یا اینکه شغلتان را عوض کنید.
هر کاری که بتوانید بکنید و برای دیگران ارزشی ایجاد کند، باعث افزایش مقدار دستمزد شما در تبادل با وقت‌تان می‌شود.
اشخاص پردرآمد در جامعه، مهارت خود را همواره بهبود می‌بخشند تا بتوانند با پیشنهاد کالا یا خدمات باارزشتر، درآمد بیشتری برای خود ایجاد کنند.

8 . قانون سرمایه

قانون سرمایه بیان می‌کند که در رابطه با پول و درآمد، باارزش‌ترین دارایی شما، سرمایه‌ی ذهنی و فیزیکی شماست. یعنی توانایی درآمدسازی.
اگر قادر باشید توانایی درآمدسازی خود برای تولید محصولات باارزش بکار گیرید، آنقدر پول بدست می‌آورید که بتوانید به تمام خواسته‌هایتان در زندگی دست یابید.

از این رو، مقدار درآمدی که امروز دارید رابطه‌ی مستقیمی با توانایی درآمدسازی شما که تاکنون در خود پرورش داده‌اید دارد. یعنی هرچه توانایی درآمدسازی شما بالاتر باشد، متقابلاً پول بیشتری بدست می‌آورید.
باارزشترین امکانات شما، زمان است

مقدار زمانی که برای انجام کاری یا چیزی صرف می‌کنید تعیین‌کننده‌ی توانایی درآمدسازی شماست. اگر نتوانید وقتتان را به خوبی مدیریت کنید، برای مثال، وقتتان را برای کارهای غیر مفید به هدر دهید، آنکاه وقتتان ارزش زیادی در کل نخواهد داشت.
بنابراین در طول یک روز تنها وقتتان است که می‌توانید با آن درآمد کسب کنید و به همین دلیل است که باید از کارهای بی‌مورد و اتلاف وقت دوری کنید و برای کارهایی که ارزشی در بلندمدت در زندگی شما ایجاد نمی‌کنند هدر ندهید.
20 قانون طلایی پول برای کسب ثروت
نکته مهم اینکه، ارزش و زمان رابطه‌ی نزدیکی با هم دارند، و عموماً، هرچه زمان بیشتری صرف کنید به همان اندازه ارزش بیشتری تولید می‌کنید.
همچنین باید ذکر کنم که در برخی موارد مثل تحویل کالا، زمان کمتر می‌تواند ارزش بالاتری برای شما خلق کند.
از این رو اگر می‌خواهید درآمد بیشتری داشته باشید و ثروتمند شوید، باید آماده باشید تا هر چقدر زمان لازم است برای تولید محصولی با ارزش صرف کنید تا دیگران برای خرید آن رغبت نشان دهند.
شما همچنین می‌توانید وقت کمتری بگذارید و کالایی با ارزش کمتر تولید کنید. ولی باید بخاطر داشته باشید که هر چقدر ارزش محصول شما پایینتر باشد به همان اندازه تقاضا و قیمت آن پایینتر خواهد بود.
زمان و پول را می‌توان خرج کرد یا سرمایه‌گذاری کرد

زمان و پول اگر خرج شوند آنها را از دست رفته بپندارید که برگشت‌پذیر هم نیستند. اما شما می‌توانید زمان و پول خود را سرمایه‌گذاری کنید طوری که در آینده پول بیشتر و زمان بیشتری بدست آورید.
اگر وقت و پول شما در جهت آموختن مهارتها یا دانش جدیدی سرمایه‌گذاری شود، آنگاه ارزش شخصیتی و درونی خود را افزایش داده‌اید، که در آینده باعث افزایش توانایی درآمدسازی شما و همچنین سرمایه‌ی شما می‌شود.
به همین علت است که همواره باید بخشی از درآمد خود را در هر ماه برای رشد و توسعه‌ی خودتان اختصاص دهید، طوری که بتوانید چیزهایی که در زمینه‌ی کاری شما مهم هستند را بیاموزید و بهتر عمل کنید.
نتیجه‌گیری

یکی از هدفهای مهم زندگی شما باید افزایش توانایی درآمدسازی شما باشد تا بتوانید بیشترین بهره و درآمد را در مقابل زمانی که صرف می‌کنید داشته باشید.
یکی از موثرترین روشها این است که بهترین استفاده از زمان خود را تشخیص دهید و سپس وقت و تمرکزتان را روی آن کار بگذارید.
هر چقدر بتوانید ارزش بیشتری در خود ایجاد کنید به همان اندازه محصول شما ارزشمندتر خواهد بود، و متقابلاً درآمد بالاتری برای خود خلق خواهید کرد.

9 . قانون حفظ پول

قانون حفظ پول بیان می‌کند که آینده مالی شما ربطی به میزان درآمد شما ندارد، بلکه مقدار پولی که حفظ و پس‌انداز می‌کنید تعیین‌کننده آینده مالی شماست.

ثروت یعنی مقدار پولی که می‌توانید حفظ کنید، نه آن پولی که بدست می‌آورید.

بسیاری از مردم درآمد بالایی دارند ولی بخاطر اینکه پول خود را به خوبی مدیریت نمی‌کنند و برای کارهای غیرضروری هزینه می‌کنند، در ورشکستگی و بی‌پولی بازنشسته می‌شوند.

از طرف دیگر، کسانی هم هستند که درآمد بالایی ندارند، اما چون از پول خود عاقلانه استفاده می‌کنند و آن را حفظ می‌کنند، قادر هستند با ثروت خیلی خوبی بازنشسته شوند و باقیمانده عمر خود را در آسایش بگذرانند.

بنابراین اگر می‌خواهید در زندگی به موفقیت مالی دست پیدا کنید، هدفتان باید حفظ پول باشد نه خرج کردن آن، چون در غیر این صورت، هرگز قادر نخواهید بود ثروتی فراهم آورید و آن را توسعه دهید.

تفاوت بین ثروتمند و فقیر

افراد موفق در زمینه مالی کسانی هستند که در کاهش هزینه‌ها و حفظ پول برای آینده استاد هستند. وقتی‌که لازم باشد پولی خرج ‌کنند، عمدتاً روی دارایی‌های سرمایه‌ای (چیزهایی که با گذشت زمان باارزش‌تر می‌شوند) تمرکز می‌کنند نه اینکه چیزهای بی‌ارزش (چیزهایی که با گذشت زمان ارزش خود را از دست می‌دهد) بخرند.

این کار باعث می‌شود در شرایط سخت اقتصادی اگر شغل خود را از دست دادند، همیشه نقطه اتکایی داشته باشند.

ثروتمندان در کاهش هزینه‌ها و پس‌انداز پول برای روزهای سخت استاد هستند.

سرمایه‌ای که مشخصاً برای این کار کنار گذاشته می‌شود به نام صندوق ذخیره اضطراری یا به قول معروف پس‌انداز روز مبادا تعریف می‌شود، و معمولاً شامل حداقل 6 ماه از حقوق شخص است که آن اندازه پول فراهم می‌کند که در این شرایط بتوانید سطح استاندارد زندگی خود را حفظ کنید و دنبال شغل جدیدی باشید.

کسانی که از لحاظ مالی موفق نیستند، دقیقاً نقطه مقابل افراد ثروتمند عمل می‌کنند. آنها استاد پول خرج کردن هستند تا جائیکه مطمئن شوند هیچ چیز برای آینده باقی نمانده است. آنها برای امروز زندگی می‌کنند و توجهی به آینده مالی درازمدت خود ندارند.

وقتی که شرایط اقتصادی بغرنج می‌شود یا اینکه بیکار می‌شوند، تازه می‌فهمند که پشتوانه‌ای ندارند تا به آن تکیه کنند و مجبور می‌شوند به موسسات خیریه پناه ببرند.

نتیجه‌گیری

شما زمانی ثروتمند می‌شوید که دارایی‌های باارزش جمع کنید و بدهی‌ها و تعهدات مالی خود را کاهش دهید.

هر کسی می‌تواند ثروتمند شود، حتی کسانی که حقوق پایینی دارند، فقط باید بتوانند بیشتر پس‌انداز کنند و کمتر خرج کنند. ولی اگر خرج‌تان بیش از دخل‌تان باشد، حتی حقوق بالا هم کافی نیست که شما را ثروتمند کند.

10 . قانون پارکینسون

وقتی پای آینده درازمدت مالی به میان می‌آید، قانون پارکینسون نسبت به بقیه قوانین اهمیت بیشتری دارد.

این قانون به سادگی بیان می‌کند که هر چقدر درآمد شما افزایش می‌یابد به همان نسبت هم هزینه‌های شما افزایش می‌یابد، و توضیح می‌دهد که چرا بسیاری از مردم با وجود درآمد بالا، در فقر بازنشسته می‌شوند.

قانون پارکینسون می‌گوید هزینه‌های شما متناسب با درآمد شما افزایش می‌یابد.

شما احتمالاً شواهدی از قانون پارکینسون در زندگی خود پیدا می‌کنید، طوری که در حال حاضر احیاناً درآمد خیلی بیشتری نسبت به شروع کار خود دارید.

با این حال، علیرغم این افزایش درآمد، همیشه به نظر می‌آید نیاز دارید تا آخرین اسکناس از پول خود را خرج کنید تا سطح زندگی فعلی خود را حفظ کنید.

هرجقدر درآمد داشته باشید باز هم به نظر کافی نیست، و شما همیشه خود را کم و بیش در همان وضعیت مالی سابق می‌بینید.

شکستن قانون پارکینسون

برای اینکه به استقلال مالی برسید باید آگاهانه تلاش کنید تا این قانون را بشکنید.

این کار در صورتی امکان‌پذیر است که اشتهای خود را برای خرج کردن همه‌ی پول‌تان کاهش دهید و بجای آن خود را ملزم به پس‌انداز پول بنمایید.

مادامیکه مطیع قانون پارکینسون باشید، هرگز به موفقیت مالی در زندگی خود نمی‌رسید.

قانون پارکینسون در صورتی شکسته می‌شود که رشد هزینه‌های شما کمتر از رشد درآمد شما باشد.

یکی از بهترین روشهای شکستن قانون پارکینسون این است که نرخ رشد هزینه‌های خود را کمتر از رشد درآمد خود در نظر بگیرید، مثلاً اگر درآمد شما سالانه 20% افزایش می‌یابد شما 10% هزینه‌های خود را افزایش دهید و سپس ما به التفاوت را پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری کنید.

اگر بتوانید درآمد و هزینه‌های خود را بدین شکل تفکیک کنید، می‌توانید سطح زندگی خود را ارتقا دهید و هم‌زمان مطمئن باشید آینده مالی شما تامین است.

بنابراین از این دیدگاه به قانون پارکینسون بنگرید و تلاش کنید بخشی از افزایش درآمد را پس‌انداز کنید، نه اینکه گرفتار عادت خرج بیشتر همزمان با درآمد بیشتر شوید.

جمع‌بندی

وقتی که درآمد شما افزایش می‌یابد دوست دارید بیشتر خرج کنید، که در نتیجه در همان وضعیت مالی در طول زندگی خود باقی می‌مانید.

برای اینکه ثروتمند شوید باید توانایی جمع‌آوری ثروت را در خود تقویت کنید و مطمئن باشید نرخ افزایش هزینه‌های شما کمتر از نرخ افزایش درآمد شماست.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*









up to comment


Iran
Parsmedicine



Iran
Euratra